این سایت صرفا جنبه بلاگ آموزشی دارد. جهت انجام امور مهاجرتی وارد سایت اصلی مجموعه مهاجریست شوید.

لیست کامل ضرب المثل های فارسی و معنی آن ها – سری پنجم

ضرب المثل
  • ضرب المثل

    ص

    ۱- صابوش به جامه‌ی کسی خوردن : یعنی ضرور و زیان به او هم رسیده.

    ۲-صد تا چاقو بسازه ، یکیش دسته نداره : یعنی هیچوقت به‌حرفش اعتماد نکن.

    ۳- صورتش را با سیلی سرخ نگاه می دارد : کنایه از کسی که همیشه ظاهرش را حفظ می کند.

    ۴- صبر ،‌کلید کارهاست : یعنی عجله کردن در کارها اصلاً جایز نیست .

    ۵- صیاد بی روزی در دجله نگیرد و ماهی بی اجل بر خشک نمیرد: روزی

    ۶- صبر ایوب

    ۷- صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

    ۸- صاحب دلی به مدرسه آمد ز خانقاه شکست عهد صحبت اهل طریق را: پیمان شکنی.

    ۹- صدا از ته چاه بر آمدن.

    ۱۰- صلح دشمن چو جنگ دوست بود.

    کتاب صوتی

    ض

    ۱- ضرر تلخه: یعنی ضرر و زیان حتی اگر خیلی کم هم باشد با این حال ناراحت کننده است.

    ۲- ضرب ، ضرب اول: در مبارزه آن کسی برنده است که ضربه اول را زده باشد.

    ۳- ضامن روزی بود روزی رسان.

    ۴- ضعیفی که با قوی دلاور کند یاد دشمن است در هلاک خویش: هرکس باید به توان خودش کاری را انجام دهد.

    ط

    ۱- طاقتم طاق شد: بیش از این تحمل ندارم ، صبرم تمام شده است.

    ۲- طوطی وار یاد گرفتن: یعنی بدون این که معنی اش را بداند این حرف را زده است.

    ۳- طبل توخالیست: فقط داد و فریاد می زند و گرنه چیزی بارش نیست.

    ۴- طاووس‌رابه‌نقش ونگاری‌که هست‌خلق‌تحسین‌کنند: واوخجل ازپای‌زشت‌خویش.

    ۵- طلب کردم زدانایی بکی پند مرا فرمود با نادان مپیوند.

    ۶- طمع را سه حرف است هر سه تهی.

    ۷- طبالی به که بطالی

    ع

    ۱- عاقبت جوینده یابنده بود: کسی که تلاش می کند به مقصودش می رسد.

    ۲- عقل اون پاره سنگ بر می داره: عقل ندارد.

    ۳- عجله کار شیطونه: عجله کار درستی نیست.

    ۴- عاقبت حق به حقدار رسید: همیشه در سرانجام هر کار کسی که حق دارد برنده است.

    ۵- عالم نا پرهیزگار کور شعله دارست: عالم ناپرهیزگار.

    ۶- عالم از بهر دین پروردن است نه از بهر دنیا خوردن.

    ۷- عالم بی عمل به چه ماند گفت به زنبور بی عسل: عالم بی عمل.

    ۸- عاقلان را یک اشارت بس بود.

    ۹- عروس تعریفی آخرش شلخته در می آید.

    ۱۰- عطای او را بلقای او بخشیدم: افردای که خیر و شر آنها یکی است.

    سایر مقالات در دسته بندی ضرب المثل ها

    ف

    ۱- فیلش یاد هندوستان کرده: یاد خبری دور افتاده است.

    ۲- فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه: هیچ گاه از ظاهر کسی نمی توان قضاوت کرد.

    ۳- فردا هم روز خداست: یعنی اجبار نیست که همه کارها را امروز بکنید.

    ۴- فلانی اجاقش کوره: منظور از کسی است که بچه دار نمی شود.

    ۵- فرو مایه هزار سنگ بر می دارد و طاقت سختی نمی آورد. تحمل و طاقت.

    ۶- فرق است میان آنکه یارش در بر آنکه دو چشم انتظارش بر در: انتظار.

    ۷- فهم سخن چون نکند مستمع قوت طبع از متلکم بجوی.

    ۸- فکر نان کن که خربزه آب است: به فکر نان درآوردن باش که خربزه آب است و شکم را سیر می کند.

    ق

    ۱- قدر زر ، زرگر شناسد ، قدر گوهر ، گوهری: ارزش هر چیزی را خبره آن می داند نه دیگران.

    ۲- قصاص در این دنیاست: یعنی هر کس نتیجه اعمال خود را در زندگی می بیند.

    ۳- قاشق نداره آش بخورد: کنایه از شخص بینهایت تهیدست است و وسیله لازم را دراختیار ندارد.

    ۴- قوز بالاقوز: کار را خراب تر از آنچه که بود کردن.

    ۵- قرص خورشید در سیاهی شد یونس اندر دهان ماهی شد.

    ۶- قرآن بر سر زبان است و در میان جان: دیانت

    ۷- قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید: قدر عافیت.

    ک

    ۱- کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد: آدم می تواند تلافی کند.

    ۲- کبکش خروس می خونه: خیلی خوشحال است.

    ۳- کوگوش شنوا: گوش ندادن به حرف.

    ۴- کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد: خیس بودن.

    ۵- کارها به صبر برآید و مستعجل به سر در آید: صبر.

    ۶- کس نبیند بخیل فاصل را کر نه در عیب گفتنش کوشد ور کریمی دو صد گز دارد کرمش عیبها فرو پوشد: افراد فاصل.

    ۷- کرم بین و لطف خداوند گار گر بنده کرده است و او شرمسار.

    ۸- کند همجنس با همنجنس پرواز: هر کسی با مثل خودش رابطه دارد.

    گ

    ۱- گر صبر کنی ز غوره حلوا سازم: صبر کردن.

    ۲- گاومون زائیده: دردسر به سراغ آدم آمدن.

    ۳- گاو پیشانی سفید است: همه کس و در همه جا او را می شناسند.

    ۴- گاو بی شاخ و هم: یعنی انسان قوی و هیکل دارد.

    ۵- گر از بینی دیگر شد هلاک مرا هست بطراز طوفان چه باک

    ۶- گر دست فتاده ای بگیری مردی ور بر کسی خرده نگیری مردی

    ۷- گربه شیر است در گرفتن موش لیک موش است در مصاف پلنگ

    ۸- گاه باشد در کودکی نادان بغلسط بر هدف زند تیری

    ۹- گرت از دست برآید ذهنی شیرین کف مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی

    ۱۰- گرگ که پیر می شود ، رقاص شغال می شود: هر آدم شروری ، در روزگار پیری دست آموز دیگرانست

    ل

    ۱- لگد به بخت خود زدن: در مقابل خود ایستادن

    ۲- نقش دادن: کاری به طول انجامیدن

    ۳- لبش بوی شیر می دهد: هنوز طفلی بیش نیست

    ۴- همه مهربانتر از مادر: تملق کردن

    ۵- لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست: هیچگاه وقتی می توان ببخشی انتقام نگیر

    م

    ۱- مرغ همسایه غاز است: نا آگاهی

    ۲- ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است: وقت داشتن

    ۳- ماست را کیسه کردن: گول زدن

    ۴- مرغ یک پا داره: لجبازی کردن

    ۵- مار تو آستین پرورش دادن: کسی که زیان و ضرر می زند را بزرگ کردن

    ۶- مار خورده و افعی شده: خیلی باهوش و زیرک است

    ۷- مگواندوه خویش با دشمنان که لامول گویند شادی کنان: دشمنی

    ۸- مال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال: آسایش

    ۹- مورچگان را چو بود اتفاق شیر ژیان را به راننده پوست

    ۱۰- مزن بی تأمل بگفتار دم نگو گوی گردوگوئی چه غم

    ۱۱- مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد

    ۱۲- مسکین خر اگر چه تمیز است چون با رهمی برد عزیز است:زحمتکش

    ن

    ۱- نفس از جای گرم برآمدن: در مورد شخصی گفته می شود که بی خیال مستمندان باشد.

    ۲- نم پس نمی دهد: کارش عیب و ایراد ندارد

    ۳- نخود هر آش شدن: فضول بودن

    ۴- نور علا نور بودن: کار خیل خوب بودن

    ۵- نان خود خوردن و نشستن به که کمر زرین بستن و به خدمت ایستادن: قناعت

    ۶- نصیحت پادشاهان کردن کسی رامسلم بود که نیم سرندارد یاامید. کاربیهوده

    ۵- ندانستی که بینی بر پای چو در گوشت نیامد مردم

    ۶- نماند به ستمکار بد روزگار بماند بر او لعنت پایدار

    ۷- نان از برای کنج عبادت گرفته اند صاحب دلان به کنج عبادت برای نان: سوء استفاده

    ۸- نا بینا به کار خویش بیناست.

    و

    ۱- وجود یکی است ولی شکم دوتاست: یعنی دو نفر هر چقدر به یکدیگر نزدیک باشند باز هم از هم جدا هستند.

    ۲- وقت نداره سرشو بخارونه: منظور آنست که گرفتار است.

    ۳- وین شکم بی هنر پیچ ، پیچ صبر ندارد که بسازد به هیچ

    ۴- وقت ضرورت چون نماند گزیر دست‌بگیردسرشمشیرتیز: ضرورت‌کارواجب

    ۵- وفاداری مدار از بلبلان چشم که هردم بر گلی دیگر سرآیند: وفاداری

    هـ

    ۱- هر پستی ، بلندی دارد: بعد از هر سختی آسانی هست.

    ۲- هادی ، هادی اسم خود بر ما نهادی: یعنی که به ارتکاب عمل خلافی دست زده ای و مرا بدان متهم می کنی.

    ۳- هشتش گرو نهش است: آه در بساط ندارد.

    ۴- هر که بامش بیش ، برفش بیشتر: هر کس کار بیشتری کند بهره بیشتر می‌برد.

    ۵- هرکه درحال‌توانایی نکوئی‌نکند ازوقت ناتوانی‌سختی ببیند: انجام‌کارخوب

    ۶- هرکه در زندگانی نانش بخورند چون بمیرد نامش نبرند: حسنت در این دنیا

    ۷- هر که آمد عمارتی تو ساخت رفت و منزل بدیگری پرداخت

    ۸- هر که نان از عمل خویش خورد منت از حاتم طائی نبرد

    ۹- هر که با بزرگان ستیز و خون خود ریزد: پا از گلیم خود دراز کردن

    ۱۰- هر جا سر است سخن است.

    ۱۱- هر که نان از عمل خویش خورد منت از حاتم طائی نبرد

    ی

    ۱- یکی به دو کردن: جر و بحث کردن

    ۲- یک دست صدا نداره: باید با دیگران متحد بود

    ۳- یک من ماست چقدر کره می دهد: تلافی کردن

    ۴- یک پاش لب گور است: پیر است

    ۵- یک خلعت زیبا به از هزار خلعت زیبا

    ۶- یزدان کسی را که دارد نگاه نگردد ز سرما و گرما تباه

    ۷- یاردیرینه‌مراگونه‌زبان توبه مده که مراتوبه‌شمشیری نخواهدبودن: سرسختی

    ۸- یک تیر و دو نشان: با یک کار به دو نتیجه رسیدن

    ۹- یاسین به گوش خر خواندن: پند بی فایده به کسی دادن

    ۱۰- یک چشم گریان و یک خندان: در مورد کسی گویند که دو گانه عمل می کند.

    میانگین امتیازات ۴ از ۵
    از مجموع ۸۰ رای

    اقامتی خوبه که محدودیت کشور نداشته باشه!

    اخذ کارت اقامت اروپایی تنها با گردش حساب و سند ملکی در ایران